JILS

مثنوی در آبگیر، سحرگاه بط بماهی گفت

مثنویات : در آبگیر، سحرگاه بط بماهی گفت.

در آبگير، سحرگاه بط بماهي گفت. که روز گشت و شنا کردن و جهيدن نيست. بساط حلقه و دامست يکسر اين صحرا. چنين بساط، دگر جاي آرميدن نيست. ترا هميشه ازين نکته …

احسان بی ثمر: بارید ابر بر گل پژمرده‌ای و گفت. ارزش گوهر: … امروز و فردا: بلبل آهسته به گل گفت شبی. امید و نومیدی: به … دو همراز: در آبگیر، سحرگاه بط بماهی گفت.

گفت چنین ، کای پدر نیک رای ” … دیوان اشعار پروین اعتصامی که شامل 6500 بیت از قصیده و مثنوی و قطعه است تاکنون …. دو همراز: در آبگیر، سحرگاه بط بماهی گفت

دیدن و نادیدن : شبی بمردمک …

در باغ، وقت صبح چنین گفت گل به خار کز خویش، هیچ نایدت ای زشت روی ….. در آبگیر، سحرگاه بط بماهی گفت که روز گشت و شنا کردن و جهیدن نیستبساط حلقه و …

صبحدم، تازه گلی خودبین گفت کاز چه خاک سیهم در پهلوستخاک خندید که منظوری هست ….. در آبگیر، سحرگاه بط بماهی گفت که روز گشت و شنا کردن و جهیدن نیستبساط …

که روز گشت و شنا کردن و جهيدن نيست. … در آبگير، سحرگاه بط بماهى گفت. که روز گشت و …

حکایت آن آبگیر و صیادان و سه ماهی عاقل و نیم عاقل و مغرور از قصص و تمثیلات … و دمنه ، باب الاسد و الثور ، صفحۀ 84 به بعد ( مأخذ قصص و تمثیلات مثنوی ، ص 142 و 143 ) . … با خود گفت : غفلت کردم و فرجامِ کارِ غافلان چنین باشد .

برچسب‌ها:, , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر