JILS

حکایت آموزنده (برداشت شخصی)

داستان آموزنده(برداشت شخصی) زن و شوهری یک خر از بازار خریدند. در راه برگشت به خانه یک پسر بچه گفت: ” چقدر احمقند. چرا هیچکدام سوار خر نشده اند؟

حکایت آموزنده (برداشت شخصی) زن و شوهری یک خر از بازار خریدند. در راه برگشت به خانه یک پسر بچه گفت: ” چقدر احمقند. چرا هیچکدام سوار خر نشده اند؟ ” آندو وقتی این …

داستان آموزنده (برداشت شخصی) زن و شوهری یک خر از بازار خریدند. در راه برگشت به خانه یک پسر بچه گفت :” چقدر احمقند. چرا هیچکدام سوار خر نشده اند …

حکایت های اخلاقی و حکایت های اخلاقی کوتاه و حکایت های اخلاقی زیبا و حکایت های … او به نماز ایستاد و پس از به جای آوردن فریضه، دست به دعا برداشت و گفت:«خدایا!

غذایی را که آماده کرده بود، برداشت و روانه ی کوهستان شد آن شب خود را به ….. نخستین تجربۀ شخصی من با اطلاعات لطفاً روزی بود که مادرم به خانۀ …

این داستان‌های کوتاه گاه آموزنده هستند و با هم‌ذات‌پنداری می‌توان به اصلاح رفتار فردی دست زد. برخی از داستان‌های … ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ماشین ﺷﺨﺼﯽ‌ﺍﺵ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺫﺍﻥ ﻇﻬﺮ ﺗﻮﯼ …. روزنامه‌ای که روی صندلی جا مانده بود را برداشت و به آن خیره شد:

داستان های آموزنده داستان های زیر را بخوانید و نتیجه داستان را یک سر مشق در … دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه …

داستان زیبا برای بهترینها. … از برداشت محصول اونقدر گیرمون می اومد که شکم پدر و مادر و سه تا. بچه سیر بشه .

لیوان آبی که در اتاق بود را برداشت و سر کشید.با آستین لباسش ….. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت. پسر دید ….. روزی شخصی در حال نماز.

حکایت های کوتاه حکایت آموزنده حکایت طنز,داستان و حكايت,حکایت زیبا,حکایت کلاه … شخصی در آسیابی منزل کرد و به آسیابان گفت سحر مرا بیدار کن چون خوابش برد آسیابان کلاه او را برداشت و کلاه خودش را بر سر او گذاشت و سحر او را بیدار کرد.

حکایت های پند آموز,حکایت های آموزنده,حکایت کوتاه … به خانه آمد و آن وجوه که برای حج راست کرده کمک به همسایه جمله برداشت و برد و بدو داد تا بر نفقه فرزندان کند و برگِ …

سه داستان کوتاه و آموزنده از کلاسهای استاد فرهنگ. شنبه ، 30 …. بعد از اینکه کیک رو خوردن، مقوا رو برداشت و چسبوند کنار تابلوی کلاس. تا پایان …

داستانهای کوتاه و آموزنده. … برای اینکه می بینم شخصی مانند محمود غزنوی که می گویند یک سلطانی باهوش و جوانمرد است برروی … زن، آب را برداشت و رفت خارج از خیمه.

[و این حکایت اشتغال بیش از حد ما به روزمرّگی این دنیاست که دیگر خدا را نمی بینیم] …. روی آن روزنامه تصویر شخصی بود، یکی از رهبران سیاسی شوروی؛ تصویر کاگانوویچ، ….. ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺁﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ . …… های ماندگار · تبدیل سال شمسی به میلادی و بالعکس · سخنان آموزنده دکترشریعتی · دموکراسی …

حکایت. مردی ترسایی، مسلمان شد محتسب فرمود که او را ختنه کنند چون از این کار سرباز زد … مردی از شادی بانگ برداشت و به خودستایی پرداخت. …. شخصی از مولانا عضد الدین پرسید که چونست که در زمان خلفا مردم دعوای خدایی و پیغمبری …

بنابراين، كيف و كتابش را برداشت و به سمت سالن رفت. وقتي كه در … از دویست نفری كه در این آزمون شركت كردند، تنها شخصی كه استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد.

آورد که شخصی باالی چاهی است و آب را می. بیند ولی بدان …. خرس خشمناک شد و سنگ بزرگی از کوه برداشت. و همینکه مگس …… اسب خود را نگه داشت و به طوطی ها حکایت و.

داستان آموزنده (برداشت شخصی) داستان جالب (حرف درست) داستان پند آموز (صبور باش) داستان آموزنده (روبان آبی) داستان آموزنده و زیبای “تاثیر قرآن” داستان کوتاه …

دو داستان آموزنده برای کسب و کار. … بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار …

حکایت؛ امام خميني(ره) در خاطره‌اي از سفر خود با مرحوم حاج شيخ عباس قمي چنین … اعتراضى کند و حرفى بزند، بلند شد و وسایلش را برداشت و از ماشین پیاده شد. … تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیرعامل برود، شخصی به نام ادوارد تی‌بدفورد بود.

بسیار داستان اموزنده است برای ما جوانان که در جوانی چه گناهانی میکنیم ….. ترجمه الهی قمیشی ای دقیقا چیزی که شما گفتید ولی من اینظور برداشت کردم … ….. به آن اشاره شده است ولی از اینکه نصوح اسم شخصی بوده یا نه در بین مفسران اختلاف است .

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. …. انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی …

داستان آموزنده (برداشت شخصی). زن و شوهری یک خر از بازار خریدند. در راه برگشت به خانه یک پسر بچه گفت :” چقدر احمقند. چرا هیچکدام سوار خر نشده …

حكايت نمايد: ….. السلام دو ركعت نماز خواند، دست به دعا برداشت و براى پسرعموى خود چنين دعا نمود:

زنى که همیشه بسم الله الرحمن الرحیم می گفت در تحفةالاخوان حکایت شده است که مردى منافق زن مؤمنى … بسم الله گفت و آن را برداشت و در مکان اوّل گذاشت. … روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد.

گفت صاحبش یک شخصی است در این شهر ” وری یرد (نام اصلی و محلی شهر بروجرد) “. … یک هفته ای گذشت تا اینکه او هفت قاطر و یک گوساله بزرگ برداشت و با هم حرکت …

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر