JILS

با منِ جان به لب رسیده سرگران شده ای

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا … شمارهٔ ۱۶: بشکفت گلها در چمن، ای گلستان من بیا. شمارهٔ ۱۷: … شمارهٔ ۷۰: چو در چمن روی از خنده لب مبند آنجا …. شمارهٔ ۲۲۷: عشق با جان بهم از سینه برون خواهد رفت … شمارهٔ ۲۷۳: عمر به پایان رسید در هوس روی دوست …… شمارهٔ ۱۵۱۱: مرا قامت چو چوگان است و سر چون گوی سرگردان.

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا …. غزل شماره ۸۸: چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است … غزل شماره ۱۱۰: ای دل ز جان در آی که جانان پدید نیست … ح. غزل شماره ۱۴۶: رطل گران ده صبوح زانکه رسیده است صبح …. غزل شماره ۲۵۶: هر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شد … غزل شماره ۳۳۴: با لب لعلت سخن در جان رود.

می توان آیا به دریا حکم کردکه دلت را یادی از… … تو ای من، ای عقاب ِ بسته‌بالم اگرچه بر تو راه ِ پیش و … با این همه دل‌های ناكام ِ رسیدن … زرد و سرگردان در کف بادم … آغوش وا شده ست که بهتر بگیرمت … چو گلدان خالي، لب پنجره … گریه هم دوباره جان نمی‌دهد

چون پر گشود در تن او تیر جان شکار, با مرغ جان نمود به صد ذوق دل خطاب. پیک پیام دوست … تیرى که بر دل شه گلگون قبا رسید, اندر نجف، به مرقد شیر خدا رسید. چون در نجف ز … در خاک و خون به جاى ذبیح مناى خویش, بین نوجوان سرو قد گلعذار من. پس دختر ….. ای خور، چو شد به نیزه سر شاه مشرقین‌, شرمت نشد که باز ز مشرق برون شدی؟ ای چرخ …

به روی شانه ی تو با لب من امضا شد برچسب‌ها: حسین منزوی, غزل معاصر, سلطان غزل, غزلیات حسین منزوی. نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۱ساعت 21:17 توسط علی| يک نظر | … تو در کجا شکفته ای ، ای گل بی نظیر من ؟ من همه با …. چه رسیده است کامشب ، سر گفت و گو ندارد … وای اگر شبی ز آستین جان …. اما تو را ای روح سرگردان !

سخنم به لکنت آمد و به لب رسید جانم. که من عاقبت بمیرم ز … با من بمان ای نازنین آرامبخش جان ما. هر لحظه میگفتم ….. غرق دریای وجودم شده ام سرگردان.

تا تو زمن بریده ای، من زجهان بریده ام. تا به کنار بودیَم … وفا بیا، یا ز دل رهی برو. سوخت در انتظار تو، جان به لب رسیده ام. رهی معیری. نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۱ توسط شهاب … با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق. همچون بنفشه سر به …. کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان. نه آرامی ، نه امیدی ، نه همدردی ، نه همراهی. گهی افتان و …

تا درد رسید چشم خونخوار تو را, خواهم که کُشد جان من آزار تو را. یا رب که ز … آنِ تو تو را و آنِ ما نیز تو را, با ما به نگویی که خصومت ز چرا … بر لب چو کشی جان کشدم از پی آن, پیوند چو با رشتهٔ جان است مرا … هرگاه که بینی دو سه سرگردان را, عیب ره مردان نتوان کرد آن را … ای کرده غمت غارت هوش دل ما, درد تو شده خانه فروشِ دل ما.

جانم به لب رسید چه پرسی ز حال من؟ چون قوت جواب … آن مرد پر از شور و غزل ، بعد تو جان داد این آدم کوکی …. چه کـرده ای تـو بـا دلم که از تو پیش دیگران گلایه هم که می کنم …. تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای ….. وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان است

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 21:13 توسط میترا | يک نظر … با آن دهان و چشم و ابرو و لب و بينی. ↓ … جان من به مو بند است قبض روح مرا دوبار نکن …. دو چشمه عاشق رفتن دو رود سرگردان … وقت اون رسید که بریم به صحرا آی نازنین مریم جان …

سایه ی سرگردان. پای بند قفسم باز … بی تو ای جان جهان ، جان و جهانی گو مباش چون رخ جانانه … من دگر با چه دلی لب به سخن باز کنم سرم ای ماه به … من گذرانی چه گویمت که به باغ بهشت گم شده مانی … بهار عمر مرا گر خزان رسید تو خوش باش

بنشین كه من با هر نظر با چشم دل با چشم سر. هر لحظه خود را … بوسم تو را با هر نفس، ای بخت دور از دسترس … + نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ ساعت توسط هیچکس! … نوبت بوسه‌ی دوم که رسید، … جان به لب آمده از تنهایی … “دو تنها و دو سرگردان، دو بي كس”.

با خال لب و زلف، دل از خلق ربودی احسنت بر این دام … او ولی با خنده ای از غصه ی من یاد کرد هر زمان در …. و من، در انزوای خویش، آتشها به جان دارم “کسی، از ظاهرِ …… لیلای غزل رسید و مجنون شده ام در باغ بهشت …… گرچه چشمت با دل ما سرگرانی می کند چشمهایت.

با توجه. به اینکه غزل حافظ نمونه درخشان این نوع در شعر فارسی شمرده شده، شاید در نظر … دیگر، عده ای از منتقدان برخی از مدخل های فرهنگ نجفی را مصداق عامیانه … هم کلمات و ترکیبات از نوع آشنایی و آشوب یا آقازاده فلان و آفتاب کسی بر لب بام رسیدن به وفور ….. آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می زند قوت جان حافظش در خنده زیر لب است.

بوسه ای زان لب شیرین بربود دختر از شرم سر … نوبت بوسه ی دوم که رسید … + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 14:38 توسط saghi | نظرات … کسی با قصه ی من آشنا نیست … هنوزم به جان آتش عشق اوست …. همواره سرگردان و ناکام است

نوشته شده در تاريخ شنبه یکم آبان ۱۳۹۵ توسط (تورج) حسرت باران | آرشیو نظرات. تو هم با من چنان نامهربان بودی که آدم ها. رها کردی مرا در … شعر آنی ست که دور لب تو می گردد. شاعری لذت ….. پیوسته خسته ای که به سامان نمی رسید. بغضی که با ….. همیشـه دوستت دارم بــــــــه جــــــان مــادرم امــــا. تو از بس … درخت بود و تو بودی و باد سرگردان.

این گونه مضاعف شده ظلمت که من ای دوست. از دولتِ یادِ تو … رسیدن را و چیدن را بیاموزم به حوایت. مرا آن نیمه ی دیگر بدان آن روح سرگردان که کامل می شود … با ستاره ها. تصنیف زیبای ” با ستاره ها ” با صدای همایون شجریان و شعر زیبایی از حسین منزوی … با ستاره ها. وای اگر شبی ز آستین جان … وقتی که به عمری بدهی لب گزه ای را. در تعرفه ی …

با تـو بی تابی و بی خوابی و دل مشغولی. با تو حال … جـان و تــن مـن امـت پيغمــبر دردنـد. بـر مـن دم … ای سـرخی چشم تــو به پاييز رسيده! لبخند بزن لب که به هم می زنی انگار … دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود …. چشم های تو پر از آهوی سرگردان است.

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده باز گردد یا. … من هماندم که وضو ساختم از چشمۀ عشق … کنایه از انسان بی‌مناعت، بی‌شان و بی‌وقار است که جهت رسیدن به ارضای غرایز بهیمی … که با ما نرگس او سرگران کرد … ای که انگشت‌نمایی به کرم در همه شهر … کسی که آن‌قدر در زنده‌گی ناتوان باشد یا بر او چنان ظلمی شده باشد که از خداوند مرگ خود را بخواهد.

این جستار بر آن است تا به بررسي تكرار و انواع آن در غزلهاي فخرالدین ابرا. هيم … در بيشتر مواقع با موازنه و ترصيع همراه است، موسيقي دروني شعر را ….. نگفتيم كه بيایم چو جان تو به لب آید … جان من اینك به لب رسيد كجایي … غزل عين عبارات مصراع اول یا دوم مطلع در بيت مقطع تكرار شده ….. مست تو سرگران برخاست(؛.

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۰۶ ساعت 18:37 توسط محمد مهدی | نظر بدهيد … شراب با من افسرده جان چه خواهد کرد. مکن تلاش که نتوان گرفت … تا تو ز من بریده ای، من ز جهان بریده ام … سوخت در انتظار تو، جان به لب رسیده ام …. آرزو گم کرده‌ای تنها و سرگردان

«این ترانه زیبا قبلا با نام حانیه منتشر شده و تیتراژ سریال حانیه پخش از … جـــانم، رسیـده بـــر لب…○♪♫ من؛ بـی تو، سرگـــردان… … بی خــوابم، ای رؤیــا! … دانلود آهنگ تیتراژ سریال برادر جان سالار عقیلی … به زودی از موزیکفا.

شبیه من شده ای تشنه ای به خون خودت شنیده ام که … با یقین گم کنمت دل به گمان بسپارم دست بر … زیر سنگینی اندوه تو جان بسپارم … ای لب تــو قبله ی زنبورهــــای سومنـات ….. دوزخ به من رسيد بهشت برين به تو …. گر بر من سرگردان یک دم نظرت افتد

عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی. دوستان عیب … بمان با من تو ای از من گریزان. وجودی از من و از من …. سوخت در انتظار تو جان به لب رسيده ام. + نوشته شده …

از ترانه‌های سروده شده توسط وی می‌توان «شد خزان»، «شب جدایی»، «کاروان» و «مرغ حق» را نام برد. … آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست, ای کاش که جانِ ما به لب می‌آمد … مجموعه‌ای از اشعار رهی معیری با عنوان سایه عمر در سال ۱۳۴۵ به چاپ رسید. …. نه از شمعی، نه از جمعی, ندارد خاطرم الفت، نه با مهری، نه با ماهی. کی‌ام من؟ آرزوگم‌کرده‌ای تنها و سرگردان …

در صورتی که شعر خاصی در ذهن دارید که تداعی کننده خاطره ای شیرین برای شماست … با ثبت این اشعار در این قسمت به دیگران نیز فرصت سهیم شدن در آن احساس زیبا را دهیم. …… بر زیبایی های مانند شده است به نظر من حافظ در آن بیت معروف نمی خواهد بگوید که …… هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده ام. ” رهی معیری”. + نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16:54 توسط محمد مشایخی … به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهي کيم من ؟ آرزو گم کرده اي تنها و سرگردان … آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر