JILS

باران گرفته بود تو با چتر آمدی

این رود خاطرات مرا تازه می کند. یادش بخیر تلخی آن روز، صبح زود. باران گرفته بود و تو با چتر آمدی. گل های سرخ بر سر راهت شکفته بود. «روی سر تو …

با کوزه ای که بشنوم از آب ها سرود این رود خاطرات مرا تازه می کند یادش بخیر تلخی آن روز صبح زود باران گرفته بود تو با چتر آمدی گل های سرخ بر سر …

یادش به خیر، تلخی آن روز، صبح زود. باران گرفته بود و تو با چتر آمدی. گل‌های سرخ بر سر راهت شکفته بود. «روی سر تو، رقص‌کنان» بال می‌زدند.

با کوزه ای که بشنوم از آب ها سرود این رود خاطرات مرا تازه می کند یادش بخیر تلخیه آن روز صبح زود باران گرفته بود تو با چتر آمدی گل های سرخ بر سر راهت شکفته بود

یادش بخیر تلخی آن روز، صبح زود. باران گرفته بود و تو با چتر آمدی. گل های سرخ بر سر راهت شکفته بود. «روی سر تو رقص کنان» بال می زدند.

هر روز مي رسم لب اين سالخورده رود. با كوزه اي كه بشنوم از آب ها سرود. اين رود خاطرات مرا تازه مي كند. يادش بخير تلخيه آن روز صبح زود. باران گرفته بود تو با چتر آمدي.

“سالخورده رود” با صدای عارف جعفری. همساده ها منتشر شده در تاریخ ۱ … ویدیو امیر وامید تاجیک بنام تو هم تایید کن … نواختن موسیقی با شلیک اسلحه!

وقتی نمی بوسی مرا، با “قرص” می خوابم…! باران که می … آمدی…پنجره ای رو به جهانم دادی ماه را در شبِ این خانه نشانم دادی. چشمهایم را از پشت گرفتی ناگاه نَفَسم را بند … کاش یک شب به جای زانوی غم، شانه های تو بود در بغلم در تب خواب ها … گردنِ هم بود خلوتِ ما در هجومِ برف و باران، چتر و شالی داشت … باران گرفته ای سر گلدان پرپرم. مثل پری …

پس بگو قرار بود که تو بیایی و من نمی‌دانستم … حالا که آمدی … پس لااقل باران را بهانه کُن دارد باران … نه چتری با خود آورده بود … چه شوقی شبستان رویا را گرفته بود،

… زدگان نوروزی: «ما چتر بسته‌ایم و تو با سیل آمدی / این بود ای فرشتۀ باران! … رنگ خزان گرفته چرا نوبهارمان؟ … دنیا که با شکوفه کفن‌پوش می‌شود

دلنوشته هایی از جنس باران به قلم محمد شیرین زاده … … باران برای چه می بارد وقتی همه با خود چتر دارند من برای چه بیادت هستم وقتی تو گفتی: ….. که تو در آن به جا ماندی به يادم بود. فراموشی … تو در آن. گم شدی در خانه مانده بود ؟ …. مهمان گاهی. با بارانی آبی رنگ می‌آید ….. من از جهان سهمم را گرفته بودم.

این چترِ زرد را تو ندیده‌ای … روزی که باران گرفته بود. و یاد تو … بود. برچسب‌ها: اشعار نیمایی و سپید, احمدرضا احمدی … مجموعه‌ی شعر «با دود علامت می‌دهم»/ بوتیمار/ ۱۳۹۲.

خروار خروار خواندیم” و خواندیم و بی آنکه با بیتی از حافظ یا سطری از تاریخ بیهقی یا نکته ای از ….. هرچند دیر آمدی اما چقدر زود باران مسیر بدرقه ات را گرفته بود.

دلم گرفته میدونم که میدونی چرا …مانده ام تنهای تنها با غم تو. … اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم … که با یک چتر اضافه آمدی … اين مشکل من بود و هست.

تو را دیده ام بین آغوش غیر تو را دیده ام زیر چتر کسی کجا رفته آن عطر گیسوی باز گرفته تو را بوی عطر کسی. کجا رفته ای با که خندیده ای هوای دو چشمم به باران نشست تو را دیده ام از دله … قدم میزنی پیشه چشم تنم ولی دل بریدم من از هر چه بود. رقیبم رفیقم شده وای … از این خانه رفتی تو دیر آمدی پشیمانی اما عزیزم چه سود.

من از تو با شب و باران و بيشه ‌ها گفتم و هر كه از تو شنيد از … سلام بر تو كه باران به زير چتر تو بود سلام بر تو كه … گاهي براي از تو سرودن غزل کم است …… تا خورد بر مشام زمستان که آمدی. شب مانده بود ….. چشمان خون گرفته من٬ قهوه قجر (رضا عابدین زاده).

با لپ هاي قرمز در باران به دنبال توپ سفيد مي دوند کاش تو بودي که در باران به اين کودکان …. سرد بود به خانه آمدم پشت پنجره تا صبح باران مي باريد احمدرضا احمدي.

باران بهانه ای بود که زیر چترم تا انتهای کوچه بیایی ، کاش نه کوچه پایانی داشت نه … باران رحمت خدا همیشه می بارد تقصیر ماست که ظرفهایمان را بر عکس گرفته ایم … از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند ، تنها انانی که با خود چتر می برند به … و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.

باران گرفته بود و تو با چتر آمدی گل‌های سرخ بر سر راهت شکفته بود. روی سر تو، رقص‌کنان بال می‌زدند گنجشک‌های عاشقی‌ام با همه وجود. گنجشک‌های …

یه مدت بود دنبال قسمت اول این شعر بودم پیداش نمیکردم ” دیو چو بیرون رود ….. با آنها آمیخته شده بودم و مرا راهی با علم های فرا گرفته در دنیا نبود به یاری اش سرودم. … وای ، باران باران ؛ شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را …… تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من …… بـدون ِ چـتـر …

انگار تو با دلت کنار آمده ای … باران به هوای چتر ما آمده بود. … دلت گرفته. …. آمدی…پنجره ای رو به جهانم دادی ( اصغر معاذی). نوشته شده در تاریخ سه‌شنبه …

تو را یک چشم اشک از شوق باران است و چشمی خون که سیلاب است … رنگ خزان گرفته چرا نوبهارمان؟ تازه جوان شده‌ست غم … ما چتر بسته‌ایم و تو با سیل آمدی این بود‌ای فرشته باران! قرارمان؟ … عیدی چه بود غیر غم بی‌شمارمان؟ امشب صدای …

لطفأ کسیو به بازی نگیرید چون به بازی گرفته میشید…. + نوشته شده … دیر آمدی باران…… من در جایی … به دل نگیر که تو با عشق میباری و ما چتر رو سرمون گرفتیم. توکه می دونی …. باران بهانه ای بود که زیر چتر من، تا انتهای کوچه بیایی…… . . . کاش.

شاعر: مینا آقازاده, شعر: با چتر به خواندنم بیا…, دفتر: چقدر حرفهایی که نگفته ام درد می … (4) تو گناهی ساده هستی وَ من معصومانه به تو مُرتکبم …. (5) با چتر به خواندنم بیا …… رحیم فتحی باران (۱۳۹۲/۲/۱) سجاد کهنسال (۱۳۹۲/۲/۱) فرشید احمدی (۱۳۹۲/۲/۱) شهرام ….. از این دفتر تمام اشعار زیبا بودند جز شماره 4 یعنی اون هم خوب بود اما مابقی از …

نمی‌دانم آیا کسی که گذرش به سمنان می افتد یاد من خواهد افتاد یا نه اما من با عبور از … صبح زود باران گرفته بود و تو با چتر آمدی گل های سرخ بر سر راهت شکفته بود روی …

شعر آمد و تو آمدی و خط به خط به خط. … خلوتِ ما در هجومِ برف و باران “چتر” و “شال”ی داشت. عشقِ “حافظ” بود و با “شاخ نباتش” زندگی می کرد …. باران گرفته حال و هوایم را.

ناصر احمدی چند نمونه ازشعرهای مجموعه بی چتر و بارانی. … با تو سبز میشود جهان من … + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 2:14 توسط ناصر احمدی | نظر بدهيد … دلم گرفته از این روزگار بعد از تو. … از تو. غروب بود ، غروبی غریب و خاک آلود.

برچسب‌ها: باران, محرم, عزاداری های حسینی … شرمنده‌ایم که بهای حسینی شدن ما بی‌حسین شدن تو بود» نمِ اشکی چشمانم را تار … زیر باران با چتر ….. باران گرفته است .

با نعش مشتی ماهی آزاد می آمد. باران نه…اشک شادی اُردی جهنم بود. وقتی برای زادن خرداد می آمد. دنیا شبیه … آن شب اتاقت سرخ شد ،آن شب تو را بردند. آن شب تو تنها … باران گرفته است و دلم شور می زند… در حسرت …. با چتر بسته موقع باران قدم زدن. پر بود …

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر